پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

زمزمه ذکر تو



رفتم به کلیسای ترسا و یهود 

دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود

 با یاد وصال تو به بتخانه شدم
 
تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود 


ابوسعید ابوالخیر


با تشکر از دوست خوبم گلاب





طبقه بندی: ابوسعید ابوالخیر، شعر،
برچسب ها:کلیسای، ترسا، یهود، وصال، بتخانه، تسبیح، ذکر، ابوسعید ابوالخیر،
+ نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن 1390ساعت 10:45 توسط س م نظرات()