تبلیغات
پریشان - وصل رفیقان ...

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

وصل رفیقان ...



خوشا پس از غم هجران و درد و رنجیدن

کنار نغمهء رود ، وصل دوستان دیدن


خوشا رها شدن از بند و رخت بربستن

مثال قاصدکان با نسیم رقصیدن


خوشا شکفتن یک بوسه از لبان سحر

بکام جان دو عاشق ، به حال خندیدن


دلم گرفته خدایا محبتی فرما

که دلسپرده حق را مباد رنجیدن


به بزم وصل رفیقان پیاله ام پر کن

که در جوار رفیقان رواست نوشیدن


بخوان ز حال پریشان مراد این دل را

به دست قادر لطفت دو شاخه گل چیدن



پریشان







طبقه بندی: پریشان، شعر،
برچسب ها:خوشا پس از غم هجران و درد و رنجیدن، هادی، پریشان، چیدن، نوشیدن، دیدن، بربستن،
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور 1391ساعت 23:27 توسط س م نظرات()

نمایش نظرات 1 تا 30