تبلیغات
پریشان - هوای گریه...

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

هوای گریه...



دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من


گر از قفس گریزم، كجا روم، كجا من؟



كجا روم؟ كه راهی به گلشنی ندانم


كه دیده برگشودم به كنج تنگنا، من



نه بسته‌ام به كس دل، نه بسته کس به من دل


چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها، من



ز من هر آن‌كه او دور، چو دل به سینه نزدیك


به من هر آن‌كه نزدیك، ازو جدا، جدا، من!



نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی


كه تر كنم گلویی به یاد آشنا، من



ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه كاهد؟


كه گویدم به پاسخ كه زنده‌ام چرا من؟



ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری


دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من   




سیمین بهبهانی





طبقه بندی: سیمین بهبهانی، شعر،
برچسب ها:دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من، نه بسته‌ام به كس دل، سیمین بهبهانی، همایون شجریان، تصنیف هوای گریه، محمد جواد ضرابیان، نسیم وصل،
+ نوشته شده در شنبه 26 مرداد 1392ساعت 16:44 توسط س م نظرات()