پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

میلاد سلطان...



حالا كه نیامدم دمت را بفرست

من نیستم آن جا كرمت را بفرست


گفتم كه مریضم و دوا می خواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:امام رضا، میلاد، ولادت، حرم، سلطان، ضامن آهو، مشهد،
+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1392ساعت 19:11 توسط س م نظرات()