تبلیغات
پریشان - می چرخد این تسبیح...

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

می چرخد این تسبیح...






می چرخد این تسبیح و دستی، هیچ پیدا نیست

پشت سر هم دانه ها یک ریز می آیند

یک دانه روشن، دیگری تاریک

ریز و درشت دانه ها، در رشته ای باریک

نه می توانی رشته را دیدن

نه دست را در کار گردیدن

می چرخد این تسبیح و عمر ما

پایان پذیرد

عاقبت

اما...

«اما» رها کن، جای «اما» نیست

می چرخد این تسبیح و دستی، هیچ، پیدا نیست



شفیعی کدکنی





طبقه بندی: شفیعی کدکنی، شعر،
برچسب ها:تسبیح، برف خوانی، شفیعی کدکنی، می چرخد این تسبیح و دستی، هیچ پیدا نیست، می چرخد این تسبیح و عمر ما پایان پذیرد عاقبت اما...، اما رها کن،
+ نوشته شده در شنبه 16 آذر 1392ساعت 00:08 توسط س م نظرات()