تبلیغات
پریشان - طاقت انتظار...

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

طاقت انتظار...


نه دسترسی به یار دارم

نه طاقت انتظار دارم


هر جور که از تو بر من آید

از گردش روزگار دارم


در دل غم تو کنم خزینه

گر یک دل و گر هزار دارم


این خسته دلم چو موی باریک

از زلف تو یادگار دارم


من کانده تو کشیده باشم

اندوه زمانه خوار دارم


در آب دو دیده از تو غرقم

و امید لب و کنار دارم


دل بردی و تن زدی همین بود

من با تو بسی شمار دارم


دشنام همی‌دهی به سعدی

من با دو لب تو کار دارم





سعدی



















طبقه بندی: سعدی، شعر،
برچسب ها:سعدی، نه طاقت انتظار دارم، نیمه شعبان،
+ نوشته شده در جمعه 23 خرداد 1393ساعت 20:09 توسط س م نظرات()