تبلیغات
پریشان - دست و علم و مشک

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

دست و علم و مشک




ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار


برخیز چه پیشامده این بار علمدار

گیریم که دست و علم و مشک بیفتد

برخیز فدای سرت انگار نه انگار



فاضل نظری




طبقه بندی: شعر، فاضل نظری،
برچسب ها:فاضل نظری، علم، مشک، عباس، حسین، تاسوعا،
+ نوشته شده در دوشنبه 12 آبان 1393ساعت 13:07 توسط س م نظرات()