تبلیغات
پریشان - یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن

ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند

پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من

ترسم صدای پرپرت از خواب بیدارش کند

پیراهنی از برگ گل بهر نگارم دوختم

بس که لطیف است آن بدن ترسم که آزارش کند

ای آفتاب آهسته نِه پا درحریم یار من

ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند




فائز دشتستانی



طبقه بندی: فائز دشتستانی، شعر،
برچسب ها:یارم به یک لا پیرهن، خوابیده زیر نسترن، فائز دشتستانی،
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی 1390ساعت 21:19 توسط س م نظرات()