پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

تیغم زده و کشته و نشناخته...


آنکس که مرا از نظر انداخته اینست

اینست که پامال غمم ساخته، اینست


شوخی که برون آمده شب مست و سرانداز

تیغم زده و کشته و نشناخته، اینست


ترکی که ازو خانهٔ من رفته به تاراج

اینست که از خانه برون تاخته اینست


ماهی که بود پادشه خیل نکویان

اینست که از ناز قد افراخته، اینست


وحشی که به شطرنج غم و نرد محبت

یکباره متاع دل و دین باخته اینست



وحشی بافقی





طبقه بندی: شعر، وحشی بافقی،
برچسب ها:وحشی بافقی، نظر، اینست، مست، کشته، تاراج، برون،
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد 1391ساعت 12:43 توسط س م نظرات()

بازم از نو ...


بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است

سلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است


آنکه در باغ دلم ریشه فرو برده ز نو

گرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است


توتی ما که به غیر از قفس تنگ ندید

این زمان بال فشان بر سر تنگ شکر است


بشتابید و به مجروح کهن مژده برید

که طبیب آمد و در چارهٔ ریش جگر است


آنکه بیند همه عیبم نرسیدست آنجا

که هنرها همه عیب و همه عیبی هنراست


از وفای پسران عشق مرا طالع نیست

ورنه از من که در این شهر وفادارتر است ؟


وحشی عاقبت اندیش از آنسو نروی

که از آن چشم پرآشوب رهی پرخطر است



وحشی بافقی





طبقه بندی: وحشی بافقی، شعر،
برچسب ها:بازم، خم، ابروی، کسی، نظر، است، سلخ، ماه، غرهٔ، آنکه، باغ، دلم، ریشه، فرو، برده، گرچه، نوخیز، نهالیست، سراپا، ثمر، توتی، غیر، قفس، تنگ، زمان، بال، شکر، بشتابید، مجروح، کهن، مژده، طبیب، آمد، چارهٔ، ریش، جگر، عیبم، نرسیدست، هنرها، وفای، پسران، عشق، طالع، شهر، وفادارتر، وحشی، عاقبت، اندیش، آنسو، نروی، چشم، پرآشوب، رهی، پرخطر، بافقی،
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391ساعت 19:36 توسط س م نظرات()

مه محمل نشین من کجاست؟


این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست؟

آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست؟


جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم

باعث خوشحالی جان غمین من کجاست؟


ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین

رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست؟


دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند

آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست؟


محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا

مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست؟



وحشی بافقی





طبقه بندی: وحشی بافقی، شعر،
برچسب ها:یارب، مه، محمل نشین، کجاست، اندوهگین، دل، لب، غم، خوشحالی، جان، صبا، اشک، رنجه، نازنین، آشوب، صبرم، آفت، دین، محنت، اندوه، هجران، کشت، وحشی، عیش، وحشی بافقی،
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1390ساعت 06:05 توسط س م نظرات()

بیم سر


در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است

بر حذر باش در این راه که سر در خطر است


پیش از آنروز که میرم جگرم را بشکاف

تا ببینی که چه خونها ز توام در جگر است


چه کنم با دل خودکام بلا دوست که او

میرود بیشتر آنجا که بلا بی‌سپر است


شمع سرگرم به تاج سرخویش است چرا

با چنین زندگیی کز سر شب تا سحر است


چند گویند به وحشی که نهان کن غم خویش

از که پوشد غم خود چون همه کس را خبر است


وحشی بافقی





طبقه بندی: وحشی بافقی، شعر،
برچسب ها:ره پر خطر، عشق، بیم سر، بت، جگرم، بشکاف، بلا، شمع، تاج، شب، سحر، وحشی، نهان، وحشی بافقی،
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند 1390ساعت 14:03 توسط س م نظرات()

دل نیست کبوتر، که چو برخاست نشیند


ما چون ز دری پای کشیدیم،کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم

                                            

دل نیست کبوتر، که چو برخاست نشیند

از گوشه ی بامی که پریدیم،پریدیم

 

رم دادن صید خود، از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم،رمیدیم

 

کوی تو که باغ ارم و روضه ی خلد است

انگار که دیدیم و ندیدیم،ندیدیم

 

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

گر میوه ی یک باغ نچیدیم،نچیدیم

 

سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

هان واقف دم باش رسیدیم،رسیدیم

 

وحشی،سبب دوری و این قسم سخنها

آن نیست که ما هم نشنیدیم،شنیدیم


وحشی بافقی





طبقه بندی: شعر، وحشی بافقی،
برچسب ها:پای، کبوتر، صید، رمیدیم، روضه، ندیدیم، بریدیم، وحشی، وحشی بافقی،
+ نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1390ساعت 11:07 توسط س م نظرات()

لطف پنهانی



لطف پنهانی او در حق من بسیار است

گر به ظاهر سخنش نیست، سخن بسیار است 

فرصت دیدن گل آه که بسیار کمست

و آرزوی دل مرغان چمن بسیار است

دل من در هوس سرو و سمن رخساریست

ورنه برطرف چمن سرو و سمن بسیار است

یار ساقی شد و سد توبه به یک حیله شکست

حیله انگیزی آن عهد شکن بسیار است

وحشی از من مطلب صبر بسی در غم دوست

اندکی گر بودم صبر ز من بسیار است


وحشی بافقی





طبقه بندی: وحشی بافقی، شعر،
برچسب ها:لطف پنهانی، وحشی بافقی، وحشی،
+ نوشته شده در جمعه 4 آذر 1390ساعت 13:35 توسط س م نظرات()

شرح پریشانی

(متن کامل شعر در ادامه مطلب)


دوستان شرح پریشانی من گوش کنید


داستان غم پنهانی من گوش کنید




ادامه مطلب



طبقه بندی: وحشی بافقی، شعر،
برچسب ها:شرح پریشانی، غم پنهانی، یوسف، وحشی بافقی،
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر 1390ساعت 19:05 توسط س م نظرات()