پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

دلم گرفته



بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟

شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونی
با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی


شما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگی
واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونی

بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟

راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفته
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته




محمد صالح اعلاء






طبقه بندی: محمد صالح اعلاء، شعر،
برچسب ها:لیسانس، روزنامه، بزرگون، کله، معلّم، گنگی، جواب، در نمی مونی، دلم گرفته، راه میرم، گریه می کنم، می خندم، پا میشم، محمد صالح اعلاء،
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390ساعت 19:17 توسط س م نظرات()

خودم چراغ میشوم



دوباره شب که میرسد ،

پر از ستاره میشوم

دوباره واژه های خیس ،

پر از ترانه میشوم


دوباره باد میبرد ،

مرا به لانه ی فرشتگان 


میان ابرهای بی کسی و لخته لخته آسمان

دوباره ماه میشوم ، دوباره باغ میشوم


مهتاب اگر نشد، نشد!

خودم چراغ میشوم...


محمد صالح اعلاء


با تشکر از گلاب





طبقه بندی: شعر، محمد صالح اعلاء،
برچسب ها:شب، ستاره، واژه های خیس، ترانه، فرشتگان، لخته لخته، ابر، ماه، باغ، مهتاب، چراغ، محمد صالح اعلاء،
+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن 1390ساعت 14:21 توسط س م نظرات()

دلبری و پچ پچ و ناز



موقع دلبری و پچ پچ و ناز است اذان می گویند

عاشقان پنجره باز است اذان می گویند

قبله هم سمت نماز است اذان می گویند

عاشقان هر چه بخواهید بخواهید خجالت نکشید

یار ما بنده نواز است اذان می گویند

عاشقان وقت وضو شد میل دریا می کنیم 

آسمان را در کف سجاده پیدا می کنیم

امت عشقیم و در محراب مولامان علی است

سمت ساقی مجلسی مستانه برپا می کنیم

ما همه تکبیرگویان ما همه گلدسته ایم

ما سراسیمه به عشاق دگر پیوسته ایم

تا اذانی می وزد از سینه ی گلدسته ای

ما همه در مسجد چشم تو قامت بسته ایم


محمد صالح علاء





طبقه بندی: شعر، محمد صالح اعلاء،
برچسب ها:دلبری، پچ پچ، ناز، اذان، عاشقان، پنجره، قبله، نماز، خجالت، بنده نواز، یار ما، وضو، دریا، سجاده، آسمان، امت عشق، محراب، علی، ساقی، مستانه، تکبیرگویان، گلدسته، سراسیمه، عشاق، مسجد، محمد صالح علاء،
+ نوشته شده در جمعه 30 دی 1390ساعت 13:25 توسط س م نظرات()

یکی از پاپتی ها



من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم. 


آقای کوچیک نواز بنده پرور

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم


منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی 

کشته باشی

خوش به حالم من هنوزم که هنوزه

یکی از اون کشته هاتم


من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم 

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم


محمد صالح اعلاء





طبقه بندی: محمد صالح اعلاء، شعر،
برچسب ها:طره، زلف، سبز، پاپتی، کوچیک نواز، بنده پرور، صله گیر، محمد صالح اعلاء،
+ نوشته شده در جمعه 30 دی 1390ساعت 13:23 توسط س م نظرات()

کاش من همه بودم



در سمت توام


دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران

روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...

هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند

یاد تو کوران می کند ...

هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود ...

کاش من همه بودم
کاش من همه بودم

با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...

کفش های ماه را به پا کرده ام
دوباره عازم توام ...

تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است

زندگی با توست

زندگی همین حالاست...
زندگی همین حالاست...

"محمد صالح علاء"



طبقه بندی: محمد صالح اعلاء، شعر،
برچسب ها:دلم، دستم، دهانم، چشمم، باران، بندگی، پا گشا، اذانی، کوران، یاد تو، ماه، هزار تکه،
+ نوشته شده در دوشنبه 26 دی 1390ساعت 14:27 توسط س م نظرات()

ظرف بلور شکستنیست

فصل عطش یاد شما

شکر، شیر، بستنیست

دست به دل ما نزنید

ظرف بلور، شکستنیست.


(محمد صالح اعلاء)





طبقه بندی: محمد صالح اعلاء، شعر،
برچسب ها:فصل عطش، ظرف بلور، بستنیست، محمد صالح علاء،
+ نوشته شده در یکشنبه 4 دی 1390ساعت 00:08 توسط س م نظرات()

سحر


 امشب تمام عاشقان را دست به سر کن


  یک امشبی با من بمان،با من سحر کن


  بشکن ســــــر من کاسه ها و کوزه ها را


  کج کن کلاه،دستی بزن،مطرب خبر کن


گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند


رنگین کمان را بر ســــــــر زلف تو بستند


تا طاق ابروی بت من تا به تا شــــــــــــــد


دردی کشان پیمانه هاشـــان را شکستند


امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

یک امشبی با من بمان ،با من سحر کن


یک چکه ماه افتاده بر یاد تو و ،وقت سحـر

این خانه لبریزتو شد،شیرین بیان حلوای تر


تو میــــــــــر عشقی عاشقان بسیار داری

پیغمبری بـــــــــــــــــــا جان عاشق کار داری


امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

یک امشبی با من بمان ،با من سحر کن


دانلود صدای شاعر





طبقه بندی: محمد صالح اعلاء، شعر،
برچسب ها:سحر، صالح اعلاء، امشب تمام عاشقان را دست به سر کن،
+ نوشته شده در شنبه 3 دی 1390ساعت 22:43 توسط س م نظرات()