تبلیغات
پریشان - مطالب پراکنده ها

پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

قربانگاهِ ((من))



نشانم ده صراط روشنم را

خودم را، باورم را، بودنم را

خداوندا من از نسل خلیلم

به قربانگاه می آرم «منم» را





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:خداوندا، قربان، عید، ابراهیم، اسمائیل، عشق، قربانگاه،
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر 1392ساعت 20:34 توسط س م نظرات()

میلاد سلطان...



حالا كه نیامدم دمت را بفرست

من نیستم آن جا كرمت را بفرست


گفتم كه مریضم و دوا می خواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:امام رضا، میلاد، ولادت، حرم، سلطان، ضامن آهو، مشهد،
+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1392ساعت 19:11 توسط س م نظرات()

پیمانه اش با من ...


 پریشان کن سر زلف سیاهت شــــانه اش با من 

 سیه زنجیر گیسو بـــاز کن دیوانـــــــــه اش با من 


 که می گویـد که می, نتوا ن زدن بی جـام وپیمانه ؟

 شراب از لــــعل گلگونت بده پیمـــــــانه اش با من


 مگرنشنیده ای گنجینه در ویــــــرانه دارد جـــــــای

 عیان کـن گنج حسنت ای پری ،ویـــرانه اش با من


 ز سوز عشق لیلی ,در جهان، مجنون شد افسانه 

 تو مجنون ساز از عشقت مرا ،افســانه اش با من


 بگفتم صید کـــــــردی مرغ دل نیکو نگهــــــــدارش 

 سر زلفش نشانم داد و گفتــــــــــا لانه اش با من 


 ز تــــــــــرک می اگر رنجید از من پیر میخـــــــــــانه 

 نمودم تـــوبه زین پس رونق میخــــــانه اش با من 


 مگو شمع رخ مـــــــــه پیکران پروانه هـــــــــــا دارد

 تـــــو شمع روی خود بنمـــــا بُتا پروانه اش با من


 پی صــــــــید دل آن بلبل بــــــــــاغ صفــــــا ساقی

 به گلزار صفـــــــا دامی بگستر دانـــــــه اش با من



محمد نقوی





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:پریشان کن سر زلف سیاهت شــــانه اش با من، مرغ دل، سیه زنجیر گیسو بـــاز کن دیوانـــــــــه اش با من، محمد نقوی، علیرضا افتخاری، سر زلفش، کیانی نژاد،
+ نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد 1392ساعت 22:44 توسط س م نظرات()

تو را دوست می دارم...



تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم







تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطربوی لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم





تو را برای دوست داشتن دوست می دارم


تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...

                                                                     دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...

                                                                     دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود

تو را به خاطر دوست داشتن...

                                               دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...

                                                                     دوست می دارم





شاعر : پل الوار
ترجمه : احمد شاملو

 





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:احمد شاملو، پل الوار، تو را برای دوست داشتن دوست می دارم، تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم، تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم، اشک، توهم،
+ نوشته شده در جمعه 11 مرداد 1392ساعت 18:08 توسط س م نظرات()

حضرت صبر...



خدایا این جماعت خودپرستند


به روی دین و قرآن دیده بستند


پس از بشکستن پهلوی زهرا


سر مظلوم عالم را شکستند




سیدهاشم وفائی



منبع:

http://raoof.samenblog.com/





طبقه بندی: شعر، پراکنده ها،
برچسب ها:دین، قرآن، زهرا، شب قدر، علی، شهادت، سیدهاشم وفائی،
+ نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد 1392ساعت 19:00 توسط س م نظرات()

سال جدید میلادی مبارک






لبخند بزن، ستاره بی تاب شود


شب، برکه ی پهناور مهتاب شود



بر شهر بتاب جای خورشید امروز


تا برف تمام بام ها آب شود


احمدرضا قدیریان





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:سال جدید میلادی، احمدرضا قدیریان، لبخند بزن، ستاره بی تاب شود، برف، خورشید،
+ نوشته شده در دوشنبه 11 دی 1391ساعت 23:49 توسط س م نظرات()

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی ...


تلخ است که لبریز حقایق شده است

زرد است که با درد، موافق شده است

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

میلاد عرفان پور





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:تلخ است که لبریز حقایق شده است، میلاد عرفان پور، رباعی، پاییز،
+ نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391ساعت 15:57 توسط س م نظرات()

غدیر




من اسم را بدون تو انشا نمی کنم
ذکری به غیر نام تو مولا نمی کنم

ذکر خدای عزّوجل ذکر حیدر است
این یاد را بدون تو معنا نمی کنم

هرکس که خواند نام رفیعت مجاب شد
پس بی اجابت تو تمنّا نمی کنم

وقتی نظر به وسعت ارض و سما کنم
ایجاد را بدون تو پیدا نمی کنم

با هر نفس مُمِِدّ حیاتم تویی علی
بی یا علی تنفّس بیجا نمی کنم

انگار که ز قبل تولّد تو با منی
بی تو علی تلفّظ بابا نمی کنم

با تو بیایم و نروم بی تو از جهان
من بی علی ممات وَ محیا نمی کنم




محمود ژولیده




طبقه بندی: شعر، پراکنده ها،
برچسب ها:من اسم را بدون تو انشا نمی کنم، غدیر، علی، مولا، حیدر، امام، محمود ژولیده،
+ نوشته شده در جمعه 12 آبان 1391ساعت 10:25 توسط س م نظرات()

قربانت شوم یا نه؟



نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟


... نگفتی جان من آیا که مهمانت شوم یانه ؟


برای طوف کو یت جامهء احرام بربستم


گدای دو ره گرد گوشهء خوانت شوم یانه؟


جوابم را بده تا کی خودت را تیره می آری


هلال عید یا چون گل بدامانت شوم یا نه


بجای تحفه ای عیدی تمام شب در این فکرم


ثنا گوی تو یا مرغ خوش الحانت شوم یانه


چو ساغر بر کف ات آیی کنار من بیاسایی


شراب ساغر و دیوانه مژگانت شوم یا نه ؟



مژگان ساغر


منبع:http://saghar786.persianblog.ir/post/54



طبقه بندی: شعر، پراکنده ها،
برچسب ها:عید قربان، نگارا عید قربان است قر بانت شوم یا نه، احرام، ساغر، مژگان ساغر، شراب، هلال،
+ نوشته شده در جمعه 5 آبان 1391ساعت 11:59 توسط س م نظرات()

من سوخته ام ...



من تشنه و پژمرده تو باران بهاری


گل کن که در این ثانیه ها عشق بکاری


آه ای که تو در هر چه دل تنگ نشاطی

یک لحظه مرا باش درآ از در یاری


من مانده ام و یاد شب آشوب نگاهت

دیگر نه امیدی نه پناهی نه قراری


گفتی نه و گفتی نه و عمری سپری شد

یک بار پذیرای دلم باش که آری


من سوخته ام کار من از کار گذشته است

تا تازه شوم کاش بر این داغ بباری



ابراهیم اسماعیلی


http://tbzmed87.mihanblog.com/



دانلود آهنگی که بر روی این شعر ساخته شده با صدای سالار عقیلی





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر، موسیقی، دانلود،
برچسب ها:من سوخته ام، تشنه، پژمرده، عشق، سالار عقیلی، ابراهیم اسماعیلی، من تشنه و پژمرده تو باران بهاری،
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور 1391ساعت 14:41 توسط س م نظرات()

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]