پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

بوسه...



عمری است شبانه روز لبهایت را...

لب باز نکن هنوز لبهایت را...

نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه

بر روی لبم بدوز لبهایت را





عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت

یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت

با قرمز لبهای قشنگت تا صبح

بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت



 


مصراع نخست: من تو را می بوسم

در مصرع بعد هم تو را می بوسم

ایراد ندارد! به کسی چه؟اصلاْ

شعر خودم است من تو را می بوسم



جلیل صفربیگی





طبقه بندی: شعر، جلیل صفربیگی،
برچسب ها:بوسه، لب، جلیل صفربیگی، عمری است شبانه روز لبهایت را، عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت، مصراع نخست: من تو را می بوسم،
+ نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392ساعت 22:24 توسط س م نظرات()

حال من و شعرهام بهتر شده است


تنها به تو فکر می کنم زیرا تو...

تنها به تو فکر می کنم اما تو...

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تنها به تو فکر می کنم تنها تو

 


بیهوده نه از زیاد و کم حرف زدیم

نه لحظه ای از شادی و غم حرف زدیم

تا صبح من و خدا نشستیم و فقط

درباره تنهایی هم حرف زدیم


 

با تو دل من پر از کبوتر شده است

حال من و شعرهام بهتر شده است

حالا تو منی و من تو هستم با تو

تنهایی من چند برابر شده است



جلیل صفربیگی





طبقه بندی: شعر، جلیل صفربیگی،
برچسب ها:تنها، فکر، می کنم، زیرا، اما، تو، بیهوده، زیاد، حرف، لحظه، شادی، صبح، نشستیم، فقط، درباره، دل، کبوتر، شده، است، شعرهام، هستم، جلیل، صفربیگی،
+ نوشته شده در شنبه 13 خرداد 1391ساعت 02:11 توسط س م نظرات()

فریاد مرا شنید؟



فریاد مرا شنید؟هرگز!هرگز!

نه اشک مرا ندید؟هرگز!هرگز!

حالا بروم دوباره عاشق بشوم

یک فاجعه جدید؟هرگز!هرگز!



جلیل صفربیگی




طبقه بندی: شعر، جلیل صفربیگی،
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390ساعت 00:32 توسط س م نظرات()

آغوش کس دیگر!



سخت است که می نوش کسی دیگر بود

شمع شب خاموش کسی دیگر بود

با یاد کسی که دوستش  میداری

یک عمر در آغوش کسی دیگر بود




جلیل صفربیگی




طبقه بندی: جلیل صفربیگی، شعر،
برچسب ها:سخت، است، می نوش، کسی، شمع، شب، خاموش، دوستش، میداری، با یاد، عمر، آغوش، کس، دیگر، جلیل صفربیگی،
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390ساعت 00:31 توسط س م نظرات()

عاشق بشوید مردم!




برهر چه به غیر عشق پا بگذارید

دست دل خویش در حنا بگذارید

عاشق بشوید مردم! عاشق بشوید

یک نام خوش از خویش بجا بگذارید



جلیل صفربیگی




طبقه بندی: جلیل صفربیگی، شعر،
برچسب ها:غیر، عشق، بگذارید، پا، دست، دل، خویش، حنا، عاشق، مردم، خوش، بجا، جلیل صفربیگی،
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند 1390ساعت 00:34 توسط س م نظرات()