پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

حضرت صبر...



خدایا این جماعت خودپرستند


به روی دین و قرآن دیده بستند


پس از بشکستن پهلوی زهرا


سر مظلوم عالم را شکستند




سیدهاشم وفائی



منبع:

http://raoof.samenblog.com/





طبقه بندی: شعر، پراکنده ها،
برچسب ها:دین، قرآن، زهرا، شب قدر، علی، شهادت، سیدهاشم وفائی،
+ نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد 1392ساعت 19:00 توسط س م نظرات()

مه محمل نشین من کجاست؟


این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست؟

آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست؟


جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم

باعث خوشحالی جان غمین من کجاست؟


ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین

رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست؟


دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند

آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست؟


محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا

مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست؟



وحشی بافقی





طبقه بندی: وحشی بافقی، شعر،
برچسب ها:یارب، مه، محمل نشین، کجاست، اندوهگین، دل، لب، غم، خوشحالی، جان، صبا، اشک، رنجه، نازنین، آشوب، صبرم، آفت، دین، محنت، اندوه، هجران، کشت، وحشی، عیش، وحشی بافقی،
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1390ساعت 06:05 توسط س م نظرات()

آزار دل هیچ مسلمان مطلب



بیطاعت حق بهشت و رضوان مطلب         بی‌خاتم دین ملک سلیمان مطلب


گر منزلت هر دو جهان میخواهی            آزار دل هیچ مسلمان مطلب


ابوسعید ابوالخیر





طبقه بندی: شعر، ابوسعید ابوالخیر،
برچسب ها:طاعت، بهشت، رضوان، مطلب، ‌خاتم، دین، ملک سلیمان، منزلت، دل، مسلمان،
+ نوشته شده در جمعه 30 دی 1390ساعت 13:07 توسط س م نظرات()