پریشان

خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می زنم

وا فریادا ز عشق ...


وا فریادا ز عشق ، وا فریادا             کارم به یکی طرفه نگار افتادا

گر دادِ منِ شکسته دادا ، دادا          ور نه من و عشق هر چه بادا بادا



وصل تو کجا و من مهجور کجا          دردانه کجا حوصله مور کجا

هر چند ز سوختن ندارم باکی             پروانه کجا و آتش طور کجا



تا زلف تو شاه گشت و رخسار تو تخت      افکند دلم برابر تخت تو رخت

روزی بینی مرا شده کشتهٔ بخت     حلقم شده در حلقهٔ سیمین تو سخت



بگریختم از عشق تو ای سیمین تن      باشد که زغم باز رهم مسکین من

عشق آمد واز نیم رهم باز آورد               مانندهٔ خونیان رسن در گردن



ابوسعید ابوالخیر





طبقه بندی: ابوسعید ابوالخیر، شعر،
برچسب ها:وا فریادا، عشق، کارم، طرفه، نگار، افتادا، داد، دادا، ابوسعید ابوالخیر، وصل، کجا، مهجور، دردانه، حوصله، سوختن، پروانه، آتش، طور، باکی،
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد 1391ساعت 00:16 توسط س م نظرات()

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم


در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم


با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم


دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبح است و سیل اشک به خون شسته بالشم


پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم


خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم


باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم


سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم


دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم


هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم


لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم


ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می کشم



شهریار





طبقه بندی: شهریار، شعر،
برچسب ها:وصل، عشق، آتشم، عاشق، نمی شوی، ببینی، می کشم، عقل، آب، بیچاره، ساخته، دیشب، سرم، بالش، وصال، باز، صبحست، سیل، صبح، اشک، شسته، بالشم، پروانه، شکایتی، شمع، عمریست، هوای، میسوزم، خوشم، خلقم، روی، بخندند، نیست، شاهد، شرار، محبت، غشم، باور، طعنه، طوفان، روزگار، زلف، مشوشم، سروی، دولت، آزادگی، کس، نیاورد، طبع، سرکشم، دارم، غمش، میگزد، غنچه، خامشم، شب، ماهتاب، بالین، بتاب، آفتاب، دلکش، ماه، پری، بنه، بنوازش، بشنوی، غزلهای، دلکشم، ساز، صبا، شبی، شهریار،
+ نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت 1391ساعت 18:09 توسط س م نظرات()

بوسه ازآن طرف شیشه حــلال است عزیز!


تا ابد بغضِ منِ تبــزده کال است عزیز

دیدن گــریهء تمســاح محـال است عزیز!


تا شمــا خانهء تان سمت شمـال ده مــاست

قبلهء دهکــده مان سمت شمال است عــزیز


پنجره بین من و توست،مرا بــوسه بزن

بوسه ازآن طرف شیشه حــلال است عزیز!


ما دو ریلیم به امید به هـم وصل شدن

فصل گل دادن نی ،فصل وصال است عزیز!


ماه من ! عکس تو درچشمه گل آلودشده

عیب ازتوست!ببین !چشمه زلال است عزیز!


دام گیسوی تو بی دانه شده،می فهمی؟!

امپراطوری تو رو به زوال است عــزیز


عشق این نیست که برگردن من حلقه زده

اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز



صادق فغانی



با تشکر از دوست عزیزم عطا





طبقه بندی: پراکنده ها، شعر،
برچسب ها:تا ابد، بغضِ، تبــزده، کال، عزیز، دیدن، گــریهء، تمســاح، محـال، خانه تان، سمت، شمـال، ده، قبله، دهکــده مان، شمال، پنجره، بین، بــوسه، بــوسه بزن، طرف، شیشه، حــلال، ریلیم، امید، وصل، فصل، گل دادن، نی، وصال، عکس، عیب، چشمه، زلال، گیسوی، دام، دانه، فهمی، امپراطوری، زوال، عشق، برگردن، حلقه، اینکه، گردنم، افتاده، وبال، سیدعطاسیدی، صادق فغانی،
+ نوشته شده در جمعه 4 فروردین 1391ساعت 13:50 توسط س م نظرات()

ما ...


موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است

ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است


تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است


ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم

پرواز بال ما ، در خون تپیدن است


پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال

اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است


ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش

آیین آینه ، خود را ندیدن است


گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است


بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما ، از کال چیدن است 


قیصر امین پور 



با تشکر از دوست خوبمگلاب





طبقه بندی: قیصر امین پور، شعر،
برچسب ها:رفتن، موجیم، وصل، بریدن، ساحل، بهانه، شعله، پروانه، اخگر، شمعیم، اشک، چکیدن، مرغ، فوج، بی پر، بال، پر، پرده، خیال، اعجاز، ذوق، هیچ، سایه، خویش، آیین، آینه، ندیدن، بخوان، پاسخ، شنیدن، غم، درد، خامیم، کال، قیصر امین پور،
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن 1390ساعت 11:28 توسط س م نظرات()